جستجو برای:
سبد خرید 0
کانال شعر
ورود
عضویت
کانال شعر
شروع کنید
0

وبلاگ

کانال شعر > مکتب‌های ادبی > مكتب ادبی ناتورالیسم

مكتب ادبی ناتورالیسم

9 مرداد 1405
ارسال شده توسط Admin
مکتب‌های ادبی

مکتب ادبی ناتورالیسم


ناتورالیسم در لغت به معنای «طبیعت گرایی» است و از ریشۀ (طبیعت) گرفته شده است و در فلسفه کاربردی دیرینه‌تر از هنر یا ادبیّات دارد.
در فلسفه بر اساس این اعتقاد تمام پدیده‌های هستی، در طبیعت و در محدودۀ دانش عملی و تجربی جای دارند و هیچ چیز در وراء ماده، وجود ندارد.
طبیعت گرایی در فلسفه قدیم به معنایی به کار می‌رفت که ماده گرایی و لذّت جویی و هرگونه دین گریزی را در بر می‌گرفت. معنی اصلی آن تا قرن‌ها همین بود. طبیعت گرایی قرن هجدهم، که پرداخته اولباخ (هولباخ)‌اندیشمند فرانسوی بود، دستگاهی فلسفی بود که انسان را صرفاً ساکن جهانی از پدیده‌های قابل درک می‌دید؛ نوعی ماشین کیهانی که سرنوشت انسان و نیز طبیعت را دردست داشت و خلاصه، عالمی تهی از نیرو‌های متعالی، ماوراءطبیعی، یا الهی. اظهارات فراوان و تعاریف لغت نامه‌ها در این زمان نشان می‌دهند که معنی اصلی «طبیعت گرایی» تا اوایل قرن نوزدهم همین بود.

فلسفۀ ناتورالیستی

به گفتۀ دیدرو در قرن هیجدهم، ناتورالیست‌ها کسانی هستند که حرفه‌شان مشاهدۀ دقیق طبیعت و یگانه آئین‌شان آئین طبیعت است. دیدرو نمی‌توانست روش خاص خود را بهتر از این توصیف کند. او که مانند هر فیلسوف دیگر در آرزوی شرح و توصیف طبیعت و انسان از طریق استدلال بر پایۀ تجربه بود و هر چیز فوق طبیعی را رد می‌کرد، فلسفه‌اش به نوعی، ماترئالیسم پانته‌ایستی منجر می‌شد. سنت بوو در ۱۸۳۹ فلسفۀ قرن هجدهم را «مادی گرائی یا دهری مذهبی و یا با نامی که می‌خواهند به آن بدهند، ناتورالیسم» مینامند. و باز هم فلسفۀ قرن هجدهم، یعنی یکی از شاهکار‌های ذهن بشری است که‌اندیشۀ تِن (۱۸۹۳-۱۸۲۸) را تغذیه می‌کند.
سن سیمون مانند اصحاب دائرةالمعارف معتقد است که ثروت، صلح و پیشرفت به همراه می‌آورد و فرمانراوائی صنعت و علم را اعلام می‌دارد. شاگرد او اوگوست کنت (۱۸۵۹-۱۷۹۸) جامعه‌شناسی را بنیان می‌نهد و به همراه او عصر فلسفۀ تحقّقی آغاز می‌شود. در حوالی سال ۱۸۷۰، وقتی که «روگون ماکار» شکل می‌گیرد، ‌اندیشۀ ناتورالیستی پیروز می‌شود. از همان قرن هجدهم، این فلسفه بار خود را سنگین کرده است. روح نظام‌سازی جای آزادی را گرفته و خوشبینی جای خود را به دید ناکجاآبادی داده است.

فلسفۀ شوپنهاور

فلسفه شوپنهاور که به طور پراکنده نویسندگان متعدّدی را تحت تأثیر قرار داده است. درنویسندگان ناتورالیست هم بی‌تأثیر نبوده است. دوستان زولا بی‌آنکه چندان به ژرفای جهان به عنوان اراده و بازنمود پی ببرند، در آن به دنبال نومیدی طنزآلود و نوعی «شعر سیاه» می‌گشتند که از همان جبرگرایی رایج زمانه مایه می‌گرفت. این بدبینی هر چند که به اعتماد شجاعانۀ زولا لطمه‌ای نمی‌زد؛ ولی اتکاء بیش از حدّ به آن ممکن بود همۀ معجزات علم را ضایع کند، هرچندکه بعد‌ها وقتی که آن اعتماد قاطع از میان رفت تأثیر فلسفۀ شوپنهاور در نویسندگان بعدی بیشتر شد، به طوری که موپاسان در داستان پس از یک مرگ (۱۸۸۳) «خندۀ فراموش نشدنی» فیلسوف آلمانی را به گوش ما می‌رساند.
طبیعت گرایی در ادبیات
«طبیعت گرایی» تاریخ دور و درازی دارد و نسبتاً دیر وارد عرصه ادبیات شده است. از این جنبه، شباهت به اصطلاح «رمانتیک» دارد که آن هم در ابتدا بر یک طرز تلقّی خاص دلالت می‌کرد و بعد‌ها در وصف یک گرایش هنری به کار رفت. بنابراین در ادبیات، ناتورالیسم به معنای توضیح و تشریح اوضاع کلی انسان شخصیت در رمان در بستر شرایط جبری زمان و مکان (محیط) و بر پایۀ وراثت است. با این نگاه رمان ناتورالیستی، رمانی است که می‌کوشد این نظر تازه دربارۀ انسان را که او موجودی متعین از وراثت و محیط و فشار‌های لحظه است با حداکثر عینی گرایی علمی به نمایش بگذارد.
بر اساس این تعریف باید توجّه داشت که حضور و وجود صرف برخی از نکاتی از قبیل زاغه نشینی، الکلی بودن یا انحطاط جنسی و حتّی ضد اخلاقی‌گری و لاادری‌گری که غالباً مورد عنایت نویسندگان ناتورالیست است، در هر رمان نمی‌تواند دلیل بر انتساب آن اثر بدین مکتب باشد. بلکه ناتورالیسم حقیقی در ادبیات دست کم به همان اندازه که در گرو موضوع است به روش کار نیز بر می‌گردد. ما تنها موقعی می‌توانیم از آثار ناتورالیستی سخن بگوئیم که نویسنده با عینی گرایی یک دانشمند تحلیل‌گر به موضوع بپردازد.


عوامل و زمینه‌های شکل دهندۀ ناتورالیسم

زمینه‌های علمی

قرن نوزدهم در غرب، قرن تکامل علم، توسعۀ خردگرایی و در نتیجه توسعۀ صنعت و اختراعات و اکتشافات است. نتیجۀ اقتصادی آن، تولید انبوه، صادرات کلان، جهان گشایی در جهت تهیّه مواد اوّلیّه ارزان و نتیجۀ سیاسی آن توسعه لیبرالیسم می‌باشد. تکامل صنعت، تکامل شهرنشینی و توسعه بازرگانی و در نتیجه تکوین طبقه بورژوازی شهری تاجرمسلک را هم پدید آورد و همه این‌ها مدیون علم و خرد بود. انقلاب صنعتی که خود زائیده علم بود به نوبه خود علم را جلو برد.
علم گرایی و در نتیجه صنعت گرایی به همه جا سرایت کرد تا جایی که اهل ادب را نیز به وسوسۀ بهره‌مندی از چنین طرز تفکری برانگیخت. آنان از خود می‌پرسیدند حال که با تکیه به روش علمی می‌توان چنین نتایج شگفتی را در عرصه زندگی به دست آورد چرا نباید آن را در مورد ادبیّات به کار گرفت؟

زمینه‌های فلسفی

اسپنسر با علمی کردن جامعه‌شناسی باعث شد تمام نگرش‌ها نسبت به تحوّل انسان در چارچوب علّت و معلول‌ها بچرخد. نهضتی که وی پدید آورد در تمامی زمینه‌ها تأثیر خود را گذاشت حتّی درادبیّات. چه منتقدان و مورّخان ادبی و چه خالقان رمان‌ها سعی کردند به ادبیّات نگاهی روش‌مندانه و علم‌گرایانه داشته باشند و ناتورالیسم در ادبیّات حاصل این تأثیر است.

 

زمینه‌های اجتماعی

قرن نوزدهم از سویی به افکار اگوست کنت تکیه داده بود که بیش از حدّ به عقل بها می‌داد، از جهت دیگر متّکی به فلسفه تکامل تدریجی داروین بود که تقریباً پایه‌های آن باور کلیسایی را میلرزاند و هم به افکار بقای انسب هربرت اسپنسر معتقد بود که جبری علمی حیات اجتماع را معیّن می‌کند و هم بر فرضیه لیبرالسم مبتنی برخرد جان استوارت میل تکیه داشت که بر عقل و شعور و آزادی فردی بها می‌بخشید.
از هر سو بدین افکار بنگریم، دید علمی بدان حاکم است و خرد انسان‌ایده آل همه محور آن می‌باشد. افکار و روش‌های علمی داروین، کلود برنارد و سایر دانشمندان و فیلسوفان عصر همه حاکی از آن بود که جامعه در حال یافتن مدینه فاضله خود است. کما اینکه استوارت میل تصوّر می‌کرد برخورداری مردم از آزادی و زدودن اعتقادات مرسوم و ر‌هایی از تاریک فکری چنین مدینه فاضله‌ای را به زودی پدید خواهد آورد.
شوپنهاور از هر لحاظ در مجموع عناصر خود مخالف روح این عصر بود. آن هم عصری که خویشتن را مظهر خوشبینی و کار‌های منبعث از اراده غربیان می‌پنداشت. شوپنهاور تن‌ها منتقد این عصر نبود. کارلایل نیز انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی، هر دو در نظرش مصائبی وحشتناک بودند و هر چیزی را که این عصر بدان می‌بالید، به دیده تحقیر و تنفّر می‌نگریست. مشکلاتی که پیشرفت صنعت گرایی برای مردم خود غرب پدید آورد به زودی منتقدان خود را هم پیدا کرد. تا جایی که اِنگلس و مارکس هم زائیده همین فضا بودند. نتایج رقّت بار توسعۀ صنعت برای مردم عادی و کارگران مصیبت بار بود. نه تن‌ها توزیع ثروت عادلانه نشد بلکه ضایعات آن گریبان همگان را گرفت.

 

 

منابع و مآخذ:

۱.آشنایی با مکتب‌های ادبی، دکتر منصور ثروت.
۲. پیش درآمدی بر رویکرد‌ها ومکتب‌های ادبی، دکتر شهریار زرشناس.
۳.فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد.
۴.مکتب‌های ادبی، رضا سیدحسینی.
۵.ناتورالیسم، لیلیان فورست و پیتر اسکرین، ترجمۀ حسن افشار.

برچسب ها: Literary School of naturalismeLiterary schoolsمكتب ادبی ناتورالیسم مكتب های ادبی
قبلی مكتب ادبی سمبولیسم
بعدی ویژگیهای مکتب اگزیستانسیالیسم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • ادبیات حماسی
  • انواع ادبی
  • بدیع
  • بدیع لفظی
  • بدیع معنوی
  • بیان
  • تاریخ ادبیات ایران بعد از اسلام
  • تاریخ ادبیات ایران قبل از اسلام
  • تاریخ ادبیات فارسی
  • دستور زبان فارسی
  • سبک‌های شعر فارسی
  • صفت
  • علم بلاغت
  • علم عروض و قافیه
  • غزل
  • فعل
  • قالب های شعر فارسی
  • معانی
  • مکتب ادبی رمانتیسم
  • مکتب‌های ادبی
  • نقد و نظریه‌های ادبی معاصر
برچسب‌ها
Adjective faults and powers of a poet in the science of rhyme figures of speech form History of Persian literature Indian style Intertextuality literary genres Literary restoration style Literary School of Existentialism Literary school of realism Literary schools Literary theory noun Persian grammer Prosody and rhyme Rhetoric Science Romanticism literary schooll school of occurrence Science Semantics Stylistics The science of expression verb انواع ادبی انواع حروف، حرکات، عیوب و اختیارات شاعری در علم قافیه بینامتنیّت تاریخ ادبیات فارسی دستور زبان فارسی زحافات عروضی سبک بازگشت ادبی سبک شناسی سبک هندي صفت عروض و قافیه علم بدیع علم بلاغت علم بیان علم معانی فعل قالب شعر فارسی مكتب ادبی رئالیسم مكتب های ادبی مکتب ادبی رمانتیسم مکتب وقوع نظریۀ ادبی
نوشته‌های تازه
  • مکتب ادبی اگزیستانسیالیسم
  • ویژگیهای مکتب اگزیستانسیالیسم
  • مكتب ادبی ناتورالیسم
  • مكتب ادبی سمبولیسم
  • مؤلفه های آثار رئالیستی