اقسام صفت از حيث معنا و مفهوم
صفت كلمهای است غیر از اسم، وابسته به اسم كه خصوصیتی به اسم نسبت میدهد و مفهوم آن را مقید میكند.تنها ملاك معنایی موجود در تشخیص اسم از صفت این است كه صفت بدون وجود اسم موجودیت ندارد
برخی ضمیمهها صفت سازند و وجودشان در كلمه نشانۀ صفت بودن آن است، مانند پسوندهای زیر:
آ: كوشا، دانا/ مند: ثروتمند، خردمند/ ور: دانشور، شعله ور
ناك: خطرناك، ترسناك / نده: فریبنده، زاینده / ی: هنری، ایرانی
انه: مردانه، هنرمندانه/ گین: غمگین، شرمگین
برخی پیشوندها هم صفت میسازند، مانند «نا» در ناامید، ناکام.
صفت بیانی یا صفت اصلی آن است كه ویژگی هائی از قبیل چگونگی، حالت، مقدار، زمان، مكان، شمار و وضع موصوف را بیان کند.
صفت بیانی را از لحاظ معنی به پنج نوع زیر میتوان تقسیم کرد:
۱. مكان؛ مانند: «دور»، «نزدیک»، «پس»، «عقب» و…
۲. زمان؛ مانند: «پیش»، «پس»، «جلو»، «نزدیک» و..
۳. مقدار؛ مانند: «کم»، «بسیار»، «فراوان» و…
۴. چگونگی و حالت؛ مانند: «خندان»، «خوب»، «بد»، «عاقلانه» و…
در زبان فارسی صفات دارای سه درجه(عادی، تفضیلی، عالی) هستند.
صفت بیانی از لحاظ مقایسۀ موصوف آن با امری دیگر، اقسامی داردكه عبارتند از:
۱. مطلق: آن است كه موصوفش با چیزی مقایسه نمیشود و از لحاظ معنی خالی از نشانههای تفضیلی و عالی و برابری است مانند: كتاب زیبا، مرد هوشمند.
۲. برابر: آن است كه مرتبۀ موصوف و آنچه با آن مقایسه میشود، برابر باشد؛ مانند: «یوسف به اندازۀ احمد مهربان است» که «یوسف» موصوف و «مهربان» صفت برابر و مرتبۀ یوسف با احمد كه از متعلقات «مهربان» است، یكسان است. رابطۀ برابری بین موصوف و امری دیگر به وسیلۀ كلمات و گروههایی كه بر برابری دلالت میكنند، برقرار میشود و اینها عبارتند از: به اندازۀ، به قدر، به شكل، همانقدر، همان اندازه، چنان.
۳. تفضیلی: آن است كه موصوفش تنها از یك امر برتر یا كمتر باشد و نشانۀ آن پسوند «تر» است. : «فریدون بهتر از فرهاد است» و «هوشنگ كوچكتر از خسرو است».